محمد اعظم خان ( ناظم جهان )
164
اكسير اعظم ( فارسى )
بگيرند انيسون و لك مغسول هر واحد پنج درم بادام تلخ مقشر و زعفران و مرباى خوز هر واحد چهار درم تخم كرفس و باديان و فقاح اذخر هر واحد سه درم عصارهء غافث سه درم و نيم سنبل الطيب شش درم ايارج فيقرا هفت درم گل سرخ ده درم و از آن قرص ساخته استعمال نمايند و گاهى احتياج به مثل امروسيا و دواء الملك و دواء اللوز افتد . قرص براى طول حمى با سردى گل سرخ مصطكى سنبل الطيب باديان تخم كرفس تخم كاسنى عصارهء غافث افسنتين هر واحد چهار درم طباشير پنج درم قرص سازند و به وزن يك درم تا دو درم همراه ده درم گلقند كه در طبيخ باديان به قدر دو اوقيه ماليده باشند بدهند و نانخواه به عسل سرشته را منفعت عظيم است در حالت طول اين علت و گاهى احتياج افتد در طول سردى بمالش بدين طور كه ابتدا از منكبين و اربتيين كنند . و هرگاه در دست و پا حرارت منتشر گردد و گرم شوند پس اگر شبيه بماندگى محسوس گردد باز بدلك رجوع كنند . و اگر سخونت بدلك اشتداد نمايد مالش به روغن گرم مضايقه ندارد تا آنكه عضو بسخونت محتاج اليه برسد پس آن را ترك نمايند و بعضو ديگر متوجه شوند و از روغنهاى نيك زيت شيرين است كه در آن قبض نباشد و روغن بابونه و روغن شبت مطبوخ در ظرف مضاعف . و چون از مالش روغن فارغ شوند روغن را نشف كنند تا كرب نيارد بتسديد مسام . و اگر عقب دلك يابس دلك به روغن كنند باكى نيست و بدان چه حفظ معدهء ايشان از ضعف نمايند آن مالش فم معده به مثل روغن بابونه و روغن ناردين و روغن شبت است و قويتر از آن روغن رازقى است و از اضمدهء نافعه اين است كه بابونه و اكليل الملك و افسنتين جوشانيده باشند ضماد نمايند . [ صاحب كامل ] صاحب كامل گويد كه علاج حماى مواظبه مثل علاج سائر حميات است اعنى بتطفيهء حرارت غريبه و تنقيهء ماده . و چون ماده در اين تب بيشتر از حرارت بود بايد كه عنايت در آن اكثر به استفراغ خلط بلغمى مصروف باشد و لهذا سزاوار آن است كه تدبير صاحب او در آغاز حدوث آن به اين طور نمايند كه صبح سكنجبين دو اوقيه به اندك آب آميخته بدهند و بعد گذشتن سه روز صبح گلقند شكرى هفت درم دهند و بعد سه ساعت دو اوقيه سكنجبين در قدرى آب آميخته بايد داد . و اگر در آن حرارت قوى لذاع و بول رنگين بود مريض تشنگى يابد بايد كه در سحرگاه پنج درم گلقند بدهند و بعد طلوع آفتاب ماء الشعير كه اندر آن باديان پخته باشند چهل درم بدهند و بعد چهار ساعت دو اوقيه سكنجبين به آب سرد بايد داد و بايد كه اگر ماء الشعير دهند قبل از نوبت بشش ساعت بدهند و كمتر از چهار ساعت ميان آن و ابتداى نوبت فاصله نباشد تا حاضر شدن وقت نوبت منحدر گردد و معده از آن خالى شود و چند روز همين تدبير به عمل آرند تا حرارت منقضى گردد . و اگر در اينجا حدت و حرارت نباشد باء الشعير استعمال نبايد كرد و گلقند و سكنجبين به طريق مذكور استعمال نمايند تا آنكه علامات نضج پديد آيد و غذا مزورهء معمول بچقندر و سركه و مرى و كرويا و دارچينى باشد . و اگر فصل تابستان بود سركه و زيت معمول به شكر و نعناع و طرخون و كرويا دهند . و اگر قوت ضعيف باشد تيهو و دراج مطنجن و مشوى و بكب خورانند و توابل او بفلفل و زيره و دارچينى باشد . و هرگاه علامات نضج ظاهر گردد تنقيه ببعض ادويهء مسهل بلغم مثل تربد و غاريقون و مغز قرطم بايد كرد . و اين حب مسهل بلغم است : صفت آن بگيرند تربد يك درم غاريقون چهار دانگ حب النيل نيم درم ايارج فيقرا چهار دانگ نمك هندى يك دانگ همه را حب مسهل باريك سائيده حبها سازند و آب نيمگرم سحرگاه بخورند نافع است باذن الله تعالى و يا بگيرد تربد سفيد و مغز قرطم هر واحد يك درم غاريقون چهار دانگ نمك نفطى دو دانگ تخم كرفس انيسون هر واحد يك و نيم دانگ همه را با ريگ سائيده حب بندند و در سحر به آب گرم بخورند و در هر هفته يك بارگاه در وسط او و گاهى در اول آن استعمال او نمايند و قى به عمل آرند به سكنجبين كه در آن ترب خيسانيده باشند اول ترب را بخورند و بعد آن سكنجبين به آب گرم مع اندكى نمك جريش بنوشند كه اين تقطيع بلغم و تلطيف او كند و خروج او مسهل گردد . و اگر قى وقت نوبت استعمال كنند بهتر باشد . و اگر قى بر خلو معده آسان نبود اندك ماهى شور مع ترب بخورند . و ايضاً استعمال قى بتخم ترب و تخم سرمق به سكنجبين عسلى سرشته و آب گرم كه در آن شبت جوشانيده باشند بان نمك جريش بايد كرد . و ايضاً در اين تب گاه گاهى اشياى مدر بول مثل كرفس و باديان تازه استعمال كنند و اين به اغذيه مخلوط سازند . و يا اين طبيخ اصول بنوشند : صفت آن بگيرند پوست بيخ كرفس و پوست بيخ باديان و تخم آن هر دو انيسون و حاشا هر واحد به قدر حاجت و در آب خوب پخته صاف نموده گلقند در آن ماليده نيمگرم بنوشند . صفت طبيخ ديگر كه قويتر است بگيرند هر دو بيخ مذكور و اصل السوس هر واحد ده درم حشيش غافث و حاشا و افسنتين هر واحد درم مويز طائفى بيست درم شكاعى بادارود هر واحد چهار درم مصطكى سنبل الطيب هر واحد يك و نيم درم هليلهء كابلى هليلهء سياه هليلهء زرد هر واحد پنج درم در چهار رطل آب بجوشانند تا بيك رطل آيد صاف كرده هر روز چهار اوقيه از آن با هفت درم گلقند شكرى بخورند . و هرگاه مدت اين تب